برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
در شهر چشمان تو گم گشتم
در کنار تو پر تلاطمم
مثل یک پرنده آزاد که در قفس می اندازید
آزادیم، رسیدن به تو و بوسیدن توست
قفسم کنار تو بودن است، اما نرسیدن
اما
جان جانم من در همین قفس ماندن، و تلاطمم راضیم
تا در جنگلی به ظاهر آزاد باشم
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
جان جانم بهار آمد و خواستم به تو تبریک بگویم اما با چه زبانی و چگونه که خود تو بهار من هستی بهار آمد دوباره سبزه و شکوفه که تو سبز و پر شکوفه ایی فدای تو شوم در بهار تو را میخوانم صد نه هزاران بار شاید که خزان من هم بهاری شود .. خیلی دلم گرفت هم از ... و هم از... شاید خیالم را زیاد پرواز داده ام.
[ سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 2:11 ] [ mimasam ]
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
چقدر برای لحظه دیدار رویا ساختم
هزاران بار بوسه بر لبانت زدم، با هم قهوه خوردیم، برایت هدیه گرفتم
اما در لحظه دیدار همه این خیال ها فرو ریخت
من تنها توانستم تماشایت کنم،
حسی غیر قابل وصف، شاید همان پروا
و بعد رفتنت در قدم هایت دوبار در رویا کنارت آمدم
و بعد حسرت که چرا...
مرا ببخش..
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
روز عاشقان است
عشاق چنین روزی رو بهانه میکنند برای هدیه دادن
من چه کنم؟
چه هدیه بدهم و جه هدیه بگیرم؟
جان جانم ترانه خانم هما میر اشار را هدیه ات میکنم
ترانه بلور مهتاب را
من برای تو میسازم پلی از رنگین کمون ها
تا که پاهات نشه خسته......
دگر چه از من بر می آید...
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی
از هیچ کس هیچ توقعی ندارم،
الا تو
البته که از تو هم توقعی ندارم، این یجور خواهش و تمناست تا توقع، نمیدونم میفهمی یا نه
مدتی هست دلم به راحتی میشکنه
سر یه مساعل ابتدایی و ناچیز که یهو برام خیلی گنده میشن
خیلی ساده خیلی جزعی
اما برای من معنای یک دنیا میده
حالا با این وجود توقع ام از تو رو درک کن
برچسب:
نویسنده: الینا رحمانی